عید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
عالم زر میشود در عـالـم مـعـنا غـدیر هست شهر نور این دنیا و آن دنیا غدیر جاری و ساریست این برکه برای عالمین راه دیروز است هم امروز و هم فردا غدیر هر که خوشحال است از این عید خوش بر حال او هـسـت شـادیِ دل زریـهٔ زهـرا غــدیــر هیچ عیدی را به این اندازه مطلب نیست نیست در میان جشنها بیشک بود اولا غدیر شوکت این روز چون کوه و بقیه ذرهاند بر کویر ملک عالم هست چون دریا غدیر خوش به حال ما که مولامان علیِ مرتضاست ما همه طفلیم و بابامان علیِ مرتضاست کشتی حق لنگری دارد که آن دست علیست گنج دنیا گوهری دارد که آن دست علیست از همه دست دهـندهتر علیِ مرتضاست دست خالق مظهری دارد که آن دست علیست مهربانتر از عـلی دنیا ندیده در عوض خشم محشر خنجری دارد که آن دست علیست لرزهها انداخت با یک حمله بر نسل یهود قلعههاشان خیبری دارد که آن دست علیست خود به وصف فاطمه مشغول بوده از ازل مدح زهرا دفتری دارد که آن دست علیست خوش به حال ما که مولامان علیِ مرتضاست ما همه طفلیم و بابامان علیِ مرتضاست |